سیاه ، سیاه و سیاه .! که مُرد سیاووشی که لحظه
ای مجال دهد ، نه رستم ، که تنها پیر سالخورده ای
را .! شاید لحظه ای درنگ . تنها لحظه ای سکوت . لحظه ای مجال . . .

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 مرداد1387ساعت 3:17  توسط m.gh.e
|
کاشکی همه تو اون قلب با هم بودیم
+ نوشته شده در دوشنبه 10 تیر1387ساعت 3:15  توسط m.gh.e
|
پسر : ببخشید ، معذرت می خوام
دختر : دیگه هیچی برام مهم نیست
پسر : خوب ببخشید خو
دختر : هیچی
هیچی هیچی دیگه
اهمیت نداره واسم
برو هر کاری می خوای بکن
پسر : یعنی هیچی مهم نیست برات ؟!
دختر : نه
پسر : بغض می کنه و باز میگه ببخشید
دختر : شب بخیر
پسر شب بخیر میگه و گریش میگیره !
.
x
.
پ.ن : دیالوگ فیلم نمی دونم چی چی که باز بدبخت بودن پسرا رو نشون میداد !
پ.ن بی ربط : کف کردیم تو این شهر مسخره !
+ نوشته شده در دوشنبه 20 خرداد1387ساعت 13:9  توسط m.gh.e
|
اینم چون تو بهار خیلی گل زیاد هست مخصوصا
شما ...
+ نوشته شده در چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 1:25  توسط m.gh.e
|
+ نوشته شده در جمعه 9 فروردین1387ساعت 15:10  توسط m.gh.e
|

احساس خوبیه وقتی یه نفر دلتنگت باشه احساس بهتر اینه که یه نفر عشقت باشه اما بهترین احساس وقتیه که یه نفر هیچ وقت فراموشت نکنه
+ نوشته شده در یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 1:44  توسط m.gh.e
|
+ نوشته شده در جمعه 30 آذر1386ساعت 0:44  توسط m.gh.e
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 15 آذر1386ساعت 10:35  توسط m.gh.e
|
+ نوشته شده در سه شنبه 13 آذر1386ساعت 0:34  توسط m.gh.e
|
+ نوشته شده در جمعه 2 آذر1386ساعت 2:0  توسط m.gh.e
|
+ نوشته شده در جمعه 11 آبان1386ساعت 23:36  توسط m.gh.e
|
+ نوشته شده در جمعه 11 آبان1386ساعت 23:34  توسط m.gh.e
|
+ نوشته شده در شنبه 5 آبان1386ساعت 19:51  توسط m.gh.e
|
+ نوشته شده در یکشنبه 4 شهریور1386ساعت 16:22  توسط m.gh.e
|
+ نوشته شده در چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت 3:54  توسط m.gh.e
|
+ نوشته شده در جمعه 19 مرداد1386ساعت 3:16  توسط m.gh.e
|
+ نوشته شده در شنبه 6 مرداد1386ساعت 12:29  توسط m.gh.e
|
+ نوشته شده در شنبه 30 تیر1386ساعت 21:57  توسط m.gh.e
|
+ نوشته شده در یکشنبه 24 تیر1386ساعت 2:2  توسط m.gh.e
|
+ نوشته شده در چهارشنبه 20 تیر1386ساعت 21:7  توسط m.gh.e
|